خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





یهـ شعره باحال (اندکی تصرف)

    شنیدم کهـ ساکن شدی

    کهـ دختــری پیداکردی و ازدواج کردی ..

    شنیدم رویاهاتــ بهـ حقیقتــ پیوستهـ !

    حدس میزنم اون بهتـ چیزایی روداده کهـ من ندادم ..

    ×دوستــِ قدیمی× چرا اینقدر خجالتــی هستی؟

    دوستـ ندارم کهـ عقب بکشی ، یا کهـ ازحقیقتـ فرار کنی!

    من ازاینکهـ بی دعوتـ وسط بپرم متنفرم ، ولی نمیتونستم دور بمونم ..

    نمیتونستم باهش بجنگم ..

    امیدواربودم کهـ صورتم روببینی تایادتـ بیاد ..

    واینکهـ برای من تموم نشده!

    ×+ ولـــــــــــ ـــــش کُن ..!:|

    یکـــــــــی مثلِ توُ روُ پیدا میکنم ..

    هیچ چیزی جز بهترین ها رو براتــ  آرزو نمیکنم ..

    من و فراموش کن ! (You Promise Me ..You Don't forget me)

    یادم میاد میگفتی :

    بعضی وقتها عشق موندنی میشهـ ..

    ولــــی بعضی وقتها درد آوره!

    تو میدونی زمان چهـ جوری میگذره و درگذره ..

    فقط همین دیروز زمان زندگی "ما" بود

    مادرتیرگی هوای زمستان زاده وبزرگ شدیم ..

    باشگفتی  درروزهای باشکو هم مرز شدیم ..

    هیچ چیزی قابـــل مقایسهـ نیستـ ..

    نهـ نگرانی نهـ غم! .. پشیمانی و اشتباهاتــ ..

    اینا خاطراتـــ اند کهـ ساختهـ میشن!

    کی میدونستـ ..کهـ اینقدر تلخ وشیرین خواهد بود؟!




    73181310268740258605.jpg



    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بعضی وقتها ,
    یهـ شعره باحال (اندکی تصرف)

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر